سپهرسپهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

سپهر عشق مامان

واکسن یکسالگی

1391/7/4 13:25
نویسنده : مامانی
701 بازدید
اشتراک گذاری

سلام سپهر مامانی. خوشحالم که روز به روز بزرگتر میشی و به کنجکاویهات و بازیهات اضافه میشه. از خدا میخوام اونقد بهم انرژی بده که بتونم پا به پای تو بازی کنم و کودک باشم.

31 شهریور یکسالت تموم شدد و تولد رنگین کمانیت هم گذشت. باید آماده میشدی واسه واکسن یکسالگی. ولی خوب از اونجایی که جمعه، بود و تعطیل و از یه طرف نمیخواستم روز تولدت واکسنت رو بزنی، فرداش هم اینقد حسته بودی که باز دلم نیومد. بهداشت هم که فقط روزهای زوج این کار رو انجام میده. موکولش کردم به دوشنبه که مرخصی بگیرم وکنارت باشم. اون روز صبح نرفتم اداره و با بابایی و مادرجون رفتیم بهداشت واسه واکسن. از شانس خوب ما هم گفتن امروز واکسن نیومده. چهارشنبه بیایید. باقی کارهات (از جمله گرفتن قد، وزن و دور سر ( رو انجام دادیم و اومدیم خونه. شما ر.و گذاشتیم پیش مادرجون و بابایی من رو رسوند اداره و خودش رفت دنبال کارهاش.

حالا فردا چهارشنبه هستش. روز واکسن. خدا کنه دیگه به شنبه نکشه.

قدت: 67.5

وزن: 9کیلو 400 گرم

البته فکر کنم ترازوی بهداشت با ترازوی دکترت فرق داره. یه خورده وزنت بیشتره. ولی نه اونقد که مامانی دوست دار.

مرتب آبریزش دهان داری. دندون پنجم و ششمت داره جوونه میزنه. یعنی اگه اشتباه نکنم، دیدم. از روبرو که نگاهت کنم، دندون بالایی سمت چپ و پایینی سمت راست داره یواش یواش میاد بالا..

خیلی بیقراری و فقط میخوای گاز بگیری. هر چیزی رو هم که روی زمین می بینی میخوای بزاری توی دهنت.

راستی  عصری قراره با بابایی و دایی محمد بریم بازار واسه خریدن کامپیوتر (یک میلیون تومان هدیه تولدت رو که از طرف بابایی و من بود،گذاشته بودیم واسه خرید کامپیوتر).

دو هفته پیش هم که ماشین خریده بودیم، امروز دیگه همه ی مدارک هاش تکمیل شد و اومد. فقط کاش زودتر جای پارک پیدا کنیم وگرنه مجبوریم بزاریم توی کوچه. دعا کن پسر گلم.

خوبپس تا روز شنبه که بیام  توی دفتر خاطراتت از خاطره واکسن زدنت بنویسم.

خیلی دوستت دارم مامانی.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان مهبد كوچولو
8 مهر 91 7:37
سلام به به مبارك ماشين و كامپيوتر و تولد و دندون 5 و 6 و واكسن يكسالگي و .... باشه دوستتون دارم عزيزانم . اميدوارم كه بعد از زدن واكسن اذيت نشي گلم


سلام مهدیه جان مرسی گلم از اینکه به فکر بودی. ممنونم
تپلم خوبه؟ نه خدا رو شکر اصلاً اذیت نشد.